تقدیم به یک همدل.....

کاش می تونستم امشبو پر بکشم تا آسمون


رها بشم از خاطره ها از گریه های بی امون


کاش می تونستم امشب دوباره با خودم باشم


گرد فراموشی روی روزهای تلخم بپاشم


کاش می تونستم امشب پا رو غرورم بذارم


گریه کنم از ته دل بگم چقدر دوسِت دارم


کاش می تونستم اسمتو دوباره فریاد بزنم


بگم اگه جواب ندی به سیم آخر می زنم


کاش می تونستم امشبو کنار تو سحر کنم


تمومِ دنیا رو واسه دیدنمون خبر کنم


کاش می تونستم لحظه ی خوب و بدُ عوض کنم


فقط کنار تو باشم از با تو بودن حظ کنم


کاش می تونستم که فقط یه بار دیگه ببینمت


تو رو فقط واسه خودم فقط خودم بچینمت


کاش می تونستم .............

تقدیم به یک همدل...

چقدر دلتنگی بده ،دلتنگ کسی باشی ولی هیچ جور نتونی باش کنار بیای ،کاش آدم میتونست
 
 جای خالیشون را با یه بهونه پر کنه ولی نگاه میکنه میبینه بازم یه بهونه هست اونم دلتنگی
 
 
دلم میخواد فریاد بزنم دلتنگتم
 
 
خدایا دلتنگی همه عزیزام رو پیش خودت میارم تا در پناه تو باشند
 
ویه جمله
 
 خوشبختی ، داشتن دوست داشتنی ها نیست ، بلکه دوست داشتن داشتنی هاست حرف دل

 خدایا...

     تو مسئولی خداوندا مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی..

    کدامین دست جز دست تو غم ریزد به کام من

          چرا شد قرعهء محنت بنام من

               که حتی نیمه شبها اشک غم ریزم بپای تو

                                      به امید صفای تو ... به امید دوای تو ...

 

ديروز...

باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ...

و اما امروز...

باز باران بي ترانه... باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه... مي خورد بر مرد تنها...مي چکد
 
 بر فرش خانه...باز مي آيد صداي چک چک غم...باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي
 
افتاده... نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟...نمي فهمم, چرا مردم نمي
 
فهمند که آن کودک...که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد...کجاي ذلتش زيباست؟!

تفدیم به یک همدل..

در این دیار غم گرفته قلب من امروز همچون هوای مه الود پائیزی فشرده است.میخواهد این زنجیرها را پاره کند و میله ها را از هم باز کند و همچون کبوتری سبکبال در اسمان ابی رها شود . قلب من امروز چقدر تنها بود.....انقدر تنها که انگار همه پیوندهایش را با دنیا بریده بود...قلب من

تفدیم به یک همدل..

کاش اگه میرفتی بی صدا نمی رفتی....بی خداحافظ..بی گلایه..بی صدا...

کاش نمی رفتی حالا که اوج پروازم بود...کاش می ماندی و میدیدی شکفتنم را .پر گرفتنم را...

کاش همدل بودی و میموندی مثل همیشه..همدل؟دلتنگتم....دلتنگ صدات...چشات...سادگی هات و حتی خنده و گریه هات.....

خداجون؟همدلم هر جا که هست باش پناه و همدلش...امید و ازش نگیر...

دوستت دارم قد ۱۰تای بچگی....

تقدیم به یک همدل.....

دلم از کسی گرفته که میخوام براش بمیرم.....

گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
به خاموشی مغرورانه ات
شکستی تو مرا
با تو گفتم
از همه تنهایی ام، خستگی ام
با تو گفتم تا بدانی
با همه ناجیگری، بی ناجی ام
تو، سکوتت خنجریست
بر قلب من
و حضورت، مرهمی
بر زخم من
پس، باش
تا همیشه با من باش

حتی اگر خاموشی...