وقتی خیانتت را بخشیدم تو فکر کردی دوستت دارم.

سرود اشنائی

کیستی که من

اینگونه به اعتماد

نام خود را

با تو می گویم...

کلید قلبم را

در دستانت می گذارم

نان شادی ام را با تو قسمت می کنم

به کنارت می نشینم

و سربر شانهء تو

اینچنین آرام

به خواب می روم؟

-

-

کیستی که من

اینگونه به جد

در دیار

رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟!!

-

-

کیستی که من

جز او

نمی بینم و نمی یابم ؟!!

 

دریای پشت کدام پنجره ای؟

که اینگونه شایدهایم را گرفته ای

زندگی را دوباره جاری نموده ای

پر شور

زیبا

و

روان

دنیای با تو بودن در اوج همیشه هایم

جان می گیرد

و هر لحظه تعبیری می گردد از

فردایی بی پایان

در تبلور طلوع ماهتاب 

باعبور ازتاریکی های سپری شده...

-

-

کیستی

ای مهربان ترین؟

گفتگوي ماه و نابينا: نابينا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي

بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم


اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم.

چقدر عاشق همسر (معشوق) خود هستید؟ (تست


با این تست میتونید به عمق عشقی که نسبت به همسر یا معشوق خود دارید پی ببرید پس سوالات رو به دقت بخونید و جواب بدید.
برای پاسخ دادن یکی از جواب‌های زیر رو انتخاب کنید:
به هیچ وجه=۱ امتیاز، تقریبا=۲ امتیاز، خیلی زیاد=۳ امتیاز
۱ـ من حامی رفاه و سلامتی او هستم.
۲ـ من با او رابطه پرشور و حرارتی دارم.
۳ـ میتونم در مواقع نیاز، روی کمکش حساب کنم.
۴ـ میتونه در مواقع نیاز، روی کمکم حساب کنه.
۵ـ مایلم اموال و دارایی‌هایم رو با او شریک بشم.
۶ـ از لحاظ عاطفی حمایتم میکنه.
۷ـ من هم از لحاظ عاطفی حمایتش میکنم.
۸ـ ارتباط خوبی با هم داریم.
۹ـ من براش ارزش زیادی قائلم.
۱۰ـ من به او احساس نزدیکی و صمیمیت میکنم.
۱۱ـ رابطمون خوب و راحته.
۱۲ـ احساس میکنم واقعا اونو درک میکنم.
۱۳ـ او هم واقعا منو درک میکنه.
۱۴ـ واقعا بهش اعتماد دارم.
۱۵ـ مسائل شخصی خودمو با او در میون میذارم.
۱۶ـ فقط با دیدن او هیجان زده میشم.
۱۷ـ طی روز مدام به او فکر میکنم.
۱۸ـ رابطمون خیلی رمانتیکه.
۱۹ـ اونو خیلی جذاب میبینم.
۲۰ـ اونو بسیار آرمانی میبینم.
۲۱ـ نمیتونم تصور کنم که شخص دیگه‌ای بجز او، منو اینقدر خوشحال کنه.
۲۲ـ ترجیح میدم تمام زندگیم رو در کنار او باشم.
۲۳ـ هیچ چیز دیگه مهمتر از رابطه من با او نیست.
۲۴ـ گفتگوی خودمونی با او رو به طور خاصی دوست دارم.
۲۵ـ در رابطه ما یک چیز جادویی وجود داره.
۲۶ـ من عاشق او هستم.
۲۷ـ نمیتونم زندگی رو بدون او تصور کنم.
۲۸ـ رابطمون خیلی احساسیه.
۲۹ـ وقتی فیلم رمانتیک میبینم به او فکر میکنم.
۳۰ـ درباره او رویاپردازی میکنم.
خوب حالا سوالات ۱۵ـ۱ را جداگانه جمع بزنید و سوالات ۳۰ـ۱۶ رو هم جداگانه.
۱۵ سوال اول مربوط به صمیمیته هرچه امتیاز شما به عدد ۴۵ نزدیکتر باشه صمیمیت شما با همسر یا دوستتون هم بیشتره و بالعکس.
۱۵ سوال دوم مربوط به شور و حرارت شماست هرچه امتیازتون به ۴۵ نزدیکتر باشه یعنی شور و حرارت زیادی بین شما وجود داره و بالعکس.

I asked God to take away my pain.
•   God said, No. It is not for me to take away, but for you to give it up.
•   I asked God to make my handicapped child whole.
•   God said, No. Her spirit was whole, her body was only temporary.
•   I asked God to grant me patience.
•   God said, No.
•   Patience is a by-product of tribulations; it isn’t granted, it is earned.
•   I asked God to give me happiness.
•   God said, No. I give you blessings. Happiness is up to you.
•   I asked God to spare me pain.
•   God said, No. Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me.
•   I asked God to make my spirit grow.
•   God said, No.You must grow on your own, but I will prune you to make you fruitful.
•   I asked for all things that I might enjoy life.
•   God said, No. I will give you life so that you may enjoy all things.
•   I ask God to help me LOVE others, as much as he loves me.
دعای زيبا
 از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد .
خدا فرمود : خودت بايد آنها را رها کنی.
  از او خواستم روحم را رشد دهد .
فرمود : نه تو خودت بايد رشد کنی .
من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی .
  از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند .
فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است .
عطا کردنی نيست ، آموختنی است .
  گفتم : مراخوشبخت کن .
فرمود : ” نعمت ” از من خوشبخت شدن ازتو .
  از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد ، من هم ديگران را دوست بدارم ………

The condition of your life

.is the reflection of your thought

.You would become the person that you think of daily

.Join these days & make a perfect person

.You create your thoughts, so try to create nice ones

, وضعیت زندگی شما باز تاب افکار شماست

شما آن کسی می شوید که هر روز در باره اش فکر می کنید

پس این روزها را به هم پیوند زنید و انسانی کامل بسازید

این شمائید که افکار خود را خلق می کنید

پس سعی کنید افکار خوب خلق کنید …………..

خداحافظ را تو گفتی...

داستانی از عشق

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.


روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

چقدر عاقلند انسانهایی که در عشق احمقند.و چقدر احمقند کسانی که عاقلانه عشق می ورزند.

وقتي ميگي به اندازه برگهاي سيب درخت خونمون دوستت دارم
اونقدر خوشحال ميشم كه يادم ميره زمستونه
 

خداوندا"
اگرروزی بشرگردی
"زحالم باخبرگردی"
پشیمان میشوی ازاین قصه ی خلقت
"ازاین بودن"
خداوندا"
نمیدانی که انسان بودن و ماندن دراین دنیاچه دشواراست
"چه زجری میکشد ان کس که انسان است و از احساس سرشاراست
.

اگه برای همه دنیا یه نفر باشی برای من همه دنیایی..

خانه ام را ،

با دیوار سنگی خاکستری که می رسد به ماه ،

خارج از دسترس ،

ساخته اند از خانه ات .

اما یک چیز

رفته ز یادشان :

موشها

همیشه چون آب خوردن ،

نقب می زنند ،

در دل سنگهای سخت .

لعنت به این تنهائی.. دلم برات تنگ شده...

 

تنهایم...

بیا ببین که چه شب ها ، نخفته ام بی تو...

When we say goodbye I feel empty               

 

I feel like I am nothing, but lonely

 

When we say goodbye I realize

 

How much I love you and how much I care for you

 

When we say goodbye, I realize what it would be without you

 

I don't ever want to say goodbye

 
only want to say goodnight and see you in the morning

your joy is your sorrow unmasked. and the selfsame well from which your laughter rises was oftentimes filled with your tears.


شادیهای شما همان غمهای شماست که نقابش را برداشته اند . و چاهی که خنده هایتان از آن می جوشد همان است که از اشکهایتان پر شده است

 

اسیر تابلوی برفی

www.hamtaraneh.com

گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
به خاموشی مغرورانه ات
شکستی تو مرا
با تو گفتم
از همه تنهایی ام، خستگی ام
با تو گفتم تا بدانی
با همه ناجیگری، بی ناجی ام
تو، سکوتت خنجریست
بر قلب من
و حضورت، مرهمی
بر زخم من
پس، باش
تا همیشه با من باش
حتی اگر خاموشی...

غصه نخور مسافر..اینجا ما همه غریبه ایم

غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيماز ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم

فرقي نداره بي تو بهارمون با پاييز
نميبيني كه شعرام هم شدن غم انگيز؟

غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست
اينجا ولي اسمون باريدنم بلد نيست

غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
فداي برق ناز اون چشماي قشنگت



غصه نخور مسافر داره ميره ماه اسفند
بهار تو بر ميگردي چيزي نمونده بخند

غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري
من كه خودم ميدونم كه تو چقدر صبوري

غصه نخور مسافر بازم مياي به زودي
ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي

غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
از دل تو ميدونم هيچ كس خبر نداره

غصه نخور مسافر تو خود اسموني
در ارزوي روزي كه بياي و بموني
 

غصه نخور مسافر..اینجا ما همه غریبه ایم

غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيماز ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم

فرقي نداره بي تو بهارمون با پاييز
نميبيني كه شعرام هم شدن غم انگيز؟

غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست
اينجا ولي اسمون باريدنم بلد نيست

غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
فداي برق ناز اون چشماي قشنگت



غصه نخور مسافر داره ميره ماه اسفند
بهار تو بر ميگردي چيزي نمونده بخند

غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري
من كه خودم ميدونم كه تو چقدر صبوري

غصه نخور مسافر بازم مياي به زودي
ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي

غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
از دل تو ميدونم هيچ كس خبر نداره

غصه نخور مسافر تو خود اسموني
در ارزوي روزي كه بياي و بموني
 

از نرفتن راههایی می آیم که روزی خواهی رفت !به امید پرباری

 

هایش.


لای این همه بودن ، بودنم را می جویم! شاید می روم و شاید...


تنها یک چیز هر شب دلم را می کوبد:


امشب باید رفت،


کوه این را گفته ...

خواب ابر

سوز بادی ست در راه

کوه ها خرد شده از آتش

و شبان گم شده از تاریکی

دل نشسته بر رشک

سر تپیده در باد

خون به سرشاری مرگ

و نفس خسته ی دل

زیر این آبادی

لای این تب شدگان امروز

که به خود می بالند

وبه جان می نالند

دست بر شانه ی ابر می کوبم

که بریزد از دور

و تراود یک شور

آرام پیش دلم می گوید:

چه کسی دل دارد؟

که ببارد امشب؟

چه کسی شب دارد؟

که ببارد از دل؟

آه آری امشب...

ابر هم در خواب است

خدا از گریه ما گریه میکنه!!!؟؟؟