بی حوصلگی پنجشنبه و جمعه
شب آلوده است
سرشار از بی حوصلگی های پنجشنبه و جمعه هستم
دلگیرم
دور میشوی...
سپیدی های دفترم به سیاهی می روند
برای تو
آب - یخ - سیگار
یخ ها در لیوان آب می شوند و سیگارها دود
و دوباره خط می خورد
داستانک عاشقی من
سر فصلش رو به اتمام است
ادامه اش تنها خط خطی است
- دوباره آب
- دوباره یخ
- دوباره سیگار
- این داستان ادامه ندارد!! -
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 22:6 توسط fatima
|